تبلیغات
درهم برهم - داستان کوتاه کوهنورد و ایمانش به خدا
 
درهم برهم
درباره وبلاگ


امیدوارم از وبلاگم خوشتون بیاد

مدیر وبلاگ : فاطمه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

کوهنوردی جوان می‌‌خواست به قله‌ بلندی صعود کند. پس از سال‌ها تمرین و آمادگی ، سفرش را آغاز کرد. آنقدر به بالا رفتن ادامه داد تا این که هوا کاملا تاریک شد.

به جز تاریکی هیچ چیز دیده نمی‌شد. سیاهی شب همه جا را پوشانده بود و مرد نمی‌توانست چیزی ببیند حتی ماه و ستاره‌ها پشت انبوهی از ابر پنهان شده بودند. کوهنورد همان‌طور که داشت بالا می‌رفت، در حالی که چیزی به فتح قله نمانده بود، پایش لیز خورد و با سرعت هر چه تمام‌تر سقوط کرد.

سقوط همچنان ادامه داشت و او در آن لحظات سرشار از هراس، تمامی خاطرات خوب و بد زندگی‌اش را به یاد می‌آورد. داشت فکر می‌‌کرد چقدر به مرگ نزدیک شده است که ناگهان دنباله طنابی که به دور کمرش حلقه خورده بود بین شاخه های درختی در شیب کوه گیر کرد و مانع از سقوط کاملش شد.

در آن لحظات سنگین سکوت، که هیچ امیدی نداشت از ته دل فریاد زد: خدایا کمکم کن !

ندایی از دل آسمان پاسخ داد از من چه می‌خواهی؟

کوهنورد گفت : نجاتم بده خدای من!

– آیا به من ایمان داری؟

کوهنورد گفت : آری. همیشه به تو ایمان داشته‌ام

– پس آن طناب دور کمرت را پاره کن!

کوهنورد وحشت کرد. پاره شدن طناب یعنی سقوط بی‌تردید از فراز کیلومترها ارتفاع.

گفت: خدایا نمی‌توانم.

– آیا به گفته من ایمان نداری؟

کوهنورد گفت : خدایا نمی توانم. نمی‌توانم.

روز بعد، گروه نجات گزارش داد که جسد منجمد شده کوهنوردی در حالی پیدا شده که طنابی به دور کمرش حلقه شده بود و تنها دو متر با زمین فاصله داشت

امیدوارم خوشتون اومده باشه نظر فراموش نشه 





نوع مطلب :
برچسب ها : داستان، داستانک، داستان کوتاه،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 8 مرداد 1396 ساعت 00 و 05 دقیقه و 54 ثانیه
Hmm is anyone else experiencing problems with the pictures on this blog loading?
I'm trying to find out if its a problem on my end or if it's the blog.
Any feedback would be greatly appreciated.
شنبه 7 مرداد 1396 ساعت 22 و 10 دقیقه و 34 ثانیه
Hey there I am so happy I found your weblog, I really found you by mistake, while I was looking on Digg for something else, Regardless I am here now and would just like to
say thank you for a remarkable post and a all round exciting blog (I also
love the theme/design), I don’t have time to go through it all at the minute but I have saved it and
also included your RSS feeds, so when I have time I will
be back to read a great deal more, Please do keep up the superb b.
شنبه 7 مرداد 1396 ساعت 21 و 37 دقیقه و 35 ثانیه
Wow that was strange. I just wrote an extremely long comment
but after I clicked submit my comment didn't appear. Grrrr...
well I'm not writing all that over again. Anyhow, just wanted
to say great blog!
شنبه 7 مرداد 1396 ساعت 19 و 02 دقیقه و 18 ثانیه
I've been surfing online more than 4 hours today, yet I never found any interesting article like yours.
It is pretty worth enough for me. In my opinion, if
all website owners and bloggers made good content as you
did, the web will be much more useful than ever before.
پنجشنبه 2 مهر 1394 ساعت 14 و 52 دقیقه و 07 ثانیه
عالی بود گلم
فاطمه ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر